عزيز الدين النسفي ( مترجم : دهشيرى )
80
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى )
( 23 ) اى درويش ! هر كارى كه نه ضرورت است و نه سبب راحت اصحاب بود ، برآن كار عادت نبايد كرد كه چون عادت كردى بت شد و ترك عادت كردن و بت را شكستن كار مردان است . فصل پنجم در بيان سلوك ( 24 ) بدانكه سلوك عبارت از سير است ، و سير الى اللّه باشد ، و سير فى اللّه باشد . سير الى اللّه نهايت دارد ، امّا سير فى اللّه نهايت ندارد ، و سير الى اللّه عبارت از آن است كه سالك چندان سير كند كه از هستى خود نيست شود و به هستى خدا هست شود ، و به خدا زنده و دانا و بينا و شنوا و گويا گردد . ( 25 ) اى درويش ! اگرچه سالك هرگز هيچ هستى نداشت ، امّا مىپنداشت كه مگر 52 دارد آن پندار برخيزد و به يقين بداند كه هستى خدا راست و بس . چون دانست و ديد كه هستى خداى راست ، سير الى اللّه تمام شد ، اكنون ابتداى سير فى اللّه است ، و سير فى اللّه عبارت از آن است كه سالك چون به هستى خدا هست شد ، و به خدا زنده و دانا و بينا و گويا و شنوا گشت ، چندان ديگر سير كند كه اشيا را كما هى و حكمت اشيا را كما هى به تفصيل و به تحقيق بداند و ببيند ، چنانكه هيچچيزى در ملك و ملكوت و جبروت بر وى پوشيده نماند . بعضى گفتهاند كه ممكن است كه يك آدمى اين همه بداند ، و هيچ چيز نماند كه نداند ؛ و بعضى گفتهاند كه ممكن نيست كه يك آدمى اين همه بداند ، از جهت آنكه عمر آدمى اندك است و علم و حكمت خداى بسيار است . و از اينجا گفتهاند كه سير فى اللّه نهايت ندارد . ( 26 ) اى درويش ! چون معنى سلوك را دانستى ، اكنون بدانكه اهل حكمت گويند كه از تو تا به خداى راه به طريق طول است ، از جهت آنكه نسبت هر فردى از افراد موجودات با خداى همچنان است كه نسبت هر مرتبهاى از مراتب درخت با تخم درخت ، و اهل تصوّف مىگويند كه از تو تا به خداى راه بهطريق عرض است از جهت آنكه نسبت هر فردى از افراد موجودات با خداى همچنان است كه نسبت هر حرفى از حروف اين كتاب با كاتب ، و اهل وحدت مىگويند كه از تو تا به خداى راه نيست ، نه به طريق طول و نه بهطريق عرض ، از جهت آنكه نسبت هر فردى از افراد موجودات با